لطفا خودتان را معرفی کنید
بنده جواد صدیقی لیقوان دکترای تخصصی ادبیات فارسی از دانشگاه دولتی حکیم سبزواری هستم.
سوال: استاد صدیقی چه بر آن داشت شما سوق پیدا کردین به عرصه فرهنگ و هنر و شعر
تا جایی که به یاد دارم از زمان کودکی به شعر و شاعری و ادبیات علاقه بسیاری داشتم و با شعرهای شهریار، علی آقا واحد، حافظ و مولانا بزرگ شدم و در دوران راهنمایی و دبیرستان دست به قلم شده و با داستانهای کوتاه شروع کردم.
با توجه به علاقه بسیار به ادبیات و شعر رشته ادبیات فارسی را در دانشگاه انتخاب کرده و به صورت جدی و رسمی وارد ساحت ادبیات شده و شروع به نوشتن داستانهای کوتاه و شعرهای نیمایی کردم و در جشنواره ها و همایش های ادبیات شرکت نموده و حایز رتبه ها و مقام ها شدم.
سوال : آقای دکتر چرا به شعر گفتن روی آرودید؟
در بعضی اوقات و در برخی موارد شاعر نمی تواند حرف دلش را بیان کند... زمانی که دلتنگ هست و حالتهای عرفانی و احساسی به انسان دست میدهد که آن لحظات فقط میتواند با شعر عجین شود، شاعر باید قلمش را به کار انداخته و آن احساسات را بیان کند و بر روی کاغذ آورده و یا به بیان دیگر آن احساس خود را با قلم خود نشان دهد چرا که گاهی این احساس را نمی شود با کلام یا گفتار ایجاد کرد و بیان نمود پس در این مواقع باید شعر به کمک شاعر بیاید.
سوال: آیا مخاطب خاص در اشعارتان هست در اشعارتان یا احساسات خودتان هست؟
مخاطب خاص در برخی اشعار احتمالاً شاید باشد اما مخاطب در شعرها آنطور که مخاطب خاص باشد نخیر نیست، چرا که اشعار بیان احساس درونی و حالات روحانی و عرفانی میباشد که خاص یک لحظه است که نشان داده میشود و آنها را مد نظر قرار می دهیم.
به بیان دیگر قلم خودش مینویسد و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
همانگونه که تمامی شاعران حالات روانی، روحانی و احساسی که دارند آنها را بیان میکنند و مخاطب خاصی ندارند.
البته باید در نظر داشته باشیم که شعر هدف است یک ابزار نیست، شعر یک مسیری است که هیچ گونه توقفی ندارد مسیری که سرزنده است، شاداب است، تلاش و کوشش است، و اگر در این مسیر، شاعر خودش قدم بزند احساساتش را بیان کند میشود.
هنر شعر یعنی برانگیختن احساسات، بازی کردن با احساسات، احساس شاعر و هم احساس مخاطب
تا به حال کتابی چاپ کردهاید؟ بله بنده خودم 7 کتاب در حوزه ادبیات تالیف کرده ام؛ از جمله کتاب عاشقانهها، کاروان پرنیان، آموزههایی از تاریخ بیهقی، کمال خجندی، نمادشناسی حیوانات کلیله و دمنه، شادی گرایی در غزلیات شمس و آخرین کتابی که در بهمن ماه چاپ شد صدای پای آشنا مجموعه دلنوشتههای ساقی سبو شکسته سوال: چرا نام دلنوشتههای ساقی سبو شکسته؟ را برای کتاب خود انتخاب کرده اید؟
با توجه به اینکه از ابتدا تخلصم ساقی بود به بیان دیگر نام مستعار خودم ساقی سبو شکسته میباشد و در فضای مجازی به این اسم شناخته می شوم و حتی نام وبلاگم را نیز بر همین اساس انتخاب کرده ام. این کتاب دلنوشته هایی است که تقریباً در طول یک دهه احساسات درونی وقایع رخدادها و مناسبتهای مختلف را گردآوری کرده است. که مضامینش عرفانی، عاشقانه، طبیعت و مذهبی می باشد و از لحاظ قالب قالب اشعار نیمایی و سپید هستند.
سوال:چه شد که به این نتیجه رسیدید که سرودههای خود را به چاپ برسانید ؟
باتوجه به اشعار و دلنوشتههایی که داشتم مصمم شدم مجموعهای را به صورت یادگاری از خودم باقی بگذارم به ویژه این مجموعه را که در طول یک دهه سروده بودم را گردآوری کرده و به صورت یک مجموعه مکتوب در اختیار خوانندگان قرار بدهم.
سخن آخر: تقدیر و تشکر از برادر بزرگوار دکتر ایرج سلطانی و خوانندگان محترم این روزنامه وزین ۶ زبانه سهند آذربایجان و پرسنل همکاران و خبرنگاران بزرگوار این روزنامه.
آخرین مورد اینکه مخاطب اشعار و خواننده بزرگوار می توانند نظرات خود را از طریق رایانامه به آدرس javad.sadigi@gmail.com و یا از طریق وبلاگ بنده به آدرس javadsadigi.blogfa.com به بنده ارسال نمایند.
به امید خوشی و شادی تمامی خوانندگان و عوامل روزنامه وزین ۶ زبانه سهند آذربایجان
موضوعات مرتبط: دلنوشته های شخصی

