<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ســـــــــــــــــاقـــــــــي سبو شكسته</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com</link>
<description>نه! اين چنين نيست برادر؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Jul 2025 11:47:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نغمه دلکش چهل سالگی...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/650</link>
<description>آهنگ زندگی چون نوازنده ای قهّار ترنّمی دلنشین را با سوز دل می نوازد تا خاطراتمان را جاودانه سازد... تا بر ما بنوشاند که آری زندگی همین است زندگی در جریان است. ... زندگی یعنی گذشتن و روان شدن زندگی یعنی جاری شدن زندگی یعنی بهشت موعود زندگی یعنی تکاپوی رسیدن به سراب... و شاید هم رسیدن به وصال وصال یار... ... ... و اینک این منم چون نغمه ای دلکش ایستاده بر بام چهل سالگی.... آری این منم... پر از قصه های سوزان و شوق های بی پایان که با شگفتی و شگرفی جهان را به</description>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2025 11:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/650</guid>
</item>
<item>
<title>چـــــــتـــــــــــر دل...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/649</link>
<description>باز باران می‌بارد... و من... در میان کوچه های خیس شهر... خاطراتت را قدم می‌زنم. این روزها دل پر آشوبم... سرشار از بهانه هاست بهانه­ ی واژه‌هایی که هرگز گفته نشدند... و اشک‌هایی که هرگز مجال باریدن نیافتند. یاد آن روزهایی افتادم که در دل باران قدم می زدیم بی‌آنکه چتری بخواهیم چرا که چتر دلمان برای هم شکوفا بود. دلم دلتنگ لحظه های با تو بودن هاست... برای لحظه‌هایی که بی‌هیچ حرفی جهانم در کنارت آرام می‌شد چقدر زیبا بود آن سکوت‌ها نه نیازی به گفتن بود نه دلیلی</description>
<pubDate>Mon, 26 May 2025 08:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/649</guid>
</item>
<item>
<title>بهشت بقیع...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/648</link>
<description>در دل شب و در تاریکی اندیشه هایم زیر آسمانی که بر بقیع گریه می‌کند روانه آرامگاه ائمه می شوم... نسیم دلنوازی که برآمیخته از نمِ عطرآگین خاک مطهّر است بر صورتم می‌وزد اینجا همان بهشت است ولی بهشتی که بر آن غبار غربت نشسته... هر قدم که به سوی این وادی غم‌انگیز نزدیک می شوم، قلبم به سان پرنده‌ای زخمی در قفس می تپد در این بهشت غمناک هر قدم که برمی‌دارم، انگار بر روی قلبم نیز قدم می‌گذارم سنگ‌های سرد قبور همچون تکه‌های یخی بر قلبم می‌نشیند و روحم را می‌آزارد...</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2025 08:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/648</guid>
</item>
<item>
<title>مصاحبه اختصاصی با روزنامه شش زبانه آذربایجان </title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/647</link>
<description>لطفا خودتان را معرفی کنید بنده جواد صدیقی لیقوان دکترای تخصصی ادبیات فارسی از دانشگاه دولتی حکیم سبزواری هستم. سوال: استاد صدیقی چه بر آن داشت شما سوق پیدا کردین به عرصه فرهنگ و هنر و شعر تا جایی که به یاد دارم از زمان کودکی به شعر و شاعری و ادبیات علاقه بسیاری داشتم و با شعرهای شهریار، علی آقا واحد، حافظ و مولانا بزرگ شدم و در دوران راهنمایی و دبیرستان دست به قلم شده و با داستان‌های کوتاه شروع کردم.</description>
<pubDate>Wed, 12 Mar 2025 08:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/647</guid>
</item>
<item>
<title>چاپ کتاب دلنوشته های ساقی سبو شکسته </title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/646</link>
<description>تازه ترین اثر دکتر جواد صدیقی لیقوان با موضوع دلنوشته های ساقی سبو شکسته در بهمن ماه 1403 چاپ شد. این اثر که حاصل یک دهه دلنوشته های ساقی سبو شکسته می باشد توسط انتشارات آیدین در تبریز چاپ شد. شایان ذکر می باشد سبک این اشعار آزاد و نیمایی می باشد که بیشتر محتوای این اشعار عارفانه و عاشقانه می باشد. جهت تهیه کتاب می توانید با اتنشارات آیدین تماس حاصل فرمایید.</description>
<pubDate>Thu, 13 Feb 2025 09:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/646</guid>
</item>
<item>
<title>اذان عشق...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/645</link>
<description>بهار که تنها از راه رسیدن فروردین نیست بهار که فقط شکوفه دادن گل ها نیست بهار که با تغییر فصل ها بهار نمی شود بهار ... آواز گنجشک ها در سحرگاهان نوروز نیست... بهار یعنی... شکوفه دادن عشق تو یعنی شور و شیدایی تو یعنی تجلی دلدادگی تو بهار... یعنی وصال یعنی به کام دل رسیدن یعنی نوازش نگاه دوست بهار... یعنی لطافت چشمان یار یعنی ترنّم دل انگیز صدای محبوب در سحرگاهان بهار... یعنی اذان عشق در بحبوبه تغییر یعنی نام تو در دهان و یاد تو در روان بهار...</description>
<pubDate>Wed, 20 Mar 2024 18:07:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/645</guid>
</item>
<item>
<title>چشمان افسونگر...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/644</link>
<description>خش خش برگ های پاییزی چون تپش قلب عاشق بی قرار آهنگی غمناک و جان بخش می نوازد... آسمان نیلگون، نم نم باران و عطر خاک باران خورده تکرار خاطرات با تو بودن را تداعی می کند... و اینک آغاز فصل خزان است... چه پارادوکسی به پا شده ... از طرفی من ایستاده ام در برابر هجوم لشگری از خاطراتت تنها و بدون تو... در جاده ای از برگ ریزان طبیعت روی آتش طلایی برگ ها قدم می زنم... و از طرفی تابلوی بی بدیل طبیعت با قلم جادویی اش چون چشمان افسونگر تو افسونگری می کند...</description>
<pubDate>Sat, 23 Sep 2023 12:58:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/644</guid>
</item>
<item>
<title>صدای پای آشنا...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/643</link>
<description>صدای پای آشنایی می آید ... که نسیم دلنوازش چون گیسوی دلدار فرح بخش است و عطر خاطره هایش جانفزا... ... آری بهار می آید بهارِ طبیعت از راه می رسد اما بهار من کجاست... بهارِ من با کدامین فصل از راه می رسد... بهارِ من... شکفتن خنده بر لبان توست بهارِ من... شکفتن غنچه های محبت بر دل توست ای بهار جان و تن من... بیا و این تلخی هجر را با کام بهاری ات شیرین گردان بیا... بیا تا قرارهای عاشقانه مان را از نو بنویسیم بیا با هم عهد کنیم عهد کنیم تا این بهار آغاز و پایان</description>
<pubDate>Mon, 20 Mar 2023 18:54:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/643</guid>
</item>
<item>
<title>ایستاده بر بام شهریور...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/642</link>
<description>نوای غمناک و آخرین زخمه های سوزناک سمفونی تابستان حکایت از فراق شهریور دارد شهریوری که یادگار گرمای تیر است و مرداد شهریوری که خزان مهر را در دل دارد... مهری که از شهریور به پا می خیزد همان مهری است که کلامش تا دی ماه در رگها شریان دارد ای شهریور... با تو هستم ای که خنکای دلپذیرت چون یاد دلدار در جان روان است و نسیم عشقت جان فزای روح در یاب این دل خسته از جور روزگار را... و اینک... این منم ایستاده بر بام شهریور گذران از گوشه های تابستان و خسته از ستم</description>
<pubDate>Thu, 22 Sep 2022 10:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/642</guid>
</item>
<item>
<title>شهرزاد زندگانی ام...</title>
<link>https://javadsadigi.blogfa.com/post/641</link>
<description>شهرزاد قصه های تنهایی ام نغمه خوان داستان شبانه ام برایم هزار و یک شب از آمدنت بگو غزل های وصالت را با آواز بخوان با آب و تاب، آمدنت را بر زبان جاری ساز اشعار ناب آمدنت را عاشقانه ردیف کن اما هرگز نیا... آمدنت مرا زهری­ست مهلک اگر تو بیایی من منتظر چه کسی باشم عشقِ انتظار است که مرا زنده نگه داشته و نورِ امید را هماره روشن می دارد... ای عزیزترین دردانه ام وصال تو را روح باید دریابد وآن رخ نمی دهد مگر در حیات جاوید مگر این جسم تاب دیدار جمالت را دارد...</description>
<pubDate>Fri, 01 Apr 2022 11:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>javadsadigi</dc:creator>
<guid>javadsadigi.blogfa.com/post/641</guid>
</item>
</channel>
</rss>
